السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

146

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

اجتماع نقيضين پيش مىآيد ، زيرا هم علت وجود معلول موجود است و هم علت عدم آن . و اگر علت وجود معلول تحقق يافته اما علت عدم آن تحقق ندارد و در عين حال معلول معدوم است ، در اين جا سؤال مىشود چگونه ممكن است عدم معلول تحقق پيدا كند ، بدون آن كه علت آن موجود باشد ، بلكه بر عكس علت وجود آن موجود باشد . وجوب عدم معلول با عدم علت تامهء آن متن و كذا لو لم‌يجب عدمه عند عدم علّته لجاز . . . المعلول مع عدم وجود علّته . ترجمه و نيز اگر با عدم علت تامه عدم معلول واجب نباشد ، وجود معلول جايز خواهد بود . در اين صورت اگر فرض شود وجود معلول در حالى كه علت عدم او كه همان عدم علت وجود آن است موجود باشد اجتماع نقيضين كه عبارت است از علت وجود و عدم علت وجود - كه علت عدم است - پيش خواهد آمد . و اگر علت وجود موجود نباشد لازم مىآيد وجود معلول با عدم وجود علت آن ( كه اين هم محال است ) . شرح در فقرهء قبلى نظر به جانب وجود معلول بود و در اين فقره نظر به جانب عدم آن است . اگر با عدمِ علت ، عدم معلول واجب باشد مطلوب حاصل و مدعا ثابت است و اگر عدم معلول واجب نباشد يعنى وجود آن جايز باشد در حالى كه علت عدم آن موجود است حال يا علت وجودى آن موجود است يا نيست . اگر موجود است اجتماعِ علتِ عدم با علت وجود مىشود . و اين محال است ؛ زيرا اجتماع نقيضين مىباشد و اگر علت وجودى آن موجود نيست ، چگونه معلول بدون علت خود موجود شده‌است .